خیلی ممنون اینقد آسون منو داغون کردی

واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی

تو که هیچ حسی به نیما نداشتی واسه چی

منو به محبت دو روزه مهمون کردی

من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا

با همین سر به هوائیت منو ویرون کردی

من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم

مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی

یه جمعه ی بسیار تلخ دیگر هم گذشت

اون که نمیدونه تلخی یعنی چی؟

همون بهتر هم که ندونه

الهی همیشه خوش باشه

و باران شادمانی همیشه براش بباره

.

.

.