دیشب یاد  دخترک کبریت فروش افتادم!!!


من بجای کبریت روشن کردن،


خاطرات تو را یادآوری میکردم

و

اینگونه چراغ امید قلبم

 به فردای با تو بودن

 روشن میماند!!!

 

اینو در یک شب سرد که پاسبخش بودم

 در خدمت مقدس سربازی نوشتم....

و

با نوشتن این چند خط در قلبم گرمای شیرینی

از درون احساس کردم...